شما يكي از معدود كساني هستيد كه با اينكه سابقه طولاني در اجراي موسيقي سنتي داريد،ناگهان به تلفيق روي آورديد ، تلفيق موسيقي ايراني با سازهايي مثل گيتار و پيانو، با توجه به اينكه هر تغيير در اين عرصه تاوان سختي دارد كه احتمالا سما در حال پرداخت آن هستيد، چطور شد به اين تفكر رسيديد؟
اين تفكري است كه در دنيا مرسوم است، از بيست سال پيش تا امروز موزيسين هاي دنيا به تلفيق موسيقي فرهنگ هاي مختلف پرداخته اند و در اين عرصه آثار خوبي خلق شده است. اما چون ما ارتباط كمتري با فرهنگ دنيا داريم ، اين قضيه برايمان نامانوس است. البته بايد بگويم كساني كه به تلفيق موسيقي مختلف دست مي زنند بايد تسلط كامل بر موسيقي داشته باشند تا بتوانند قطعه اي را به خوبي از آب و گل درآورند،قوه ابتكار و بداهه نوازي لازمه رفتن به سمت خلق چنين موسيقي است ، اين قضيه به معرفي سازها هم كمك مي كند.
اما ظاهرا مخالفت هايي كه وجود دارد مانع از تاثير واقعي آن بر مخاطبان مي شود.
بله همينطور است.جبهه بندي هاي اشتباهي وجود داردكه مي گويد بايد بين انواع موسيقي فاصله داشته باشد،در حالي كه ماقصد داريم اين فاصله را از ميان برداريم تا جبهه بنديهاي غلط از بين برود و تفكر سالم جايگزين آن شود.با اين نگرش وقتي كنسرت تلفيقي برگزار مي شود ، كساني كه علاقمند به شنيدن ساز ايراني هستند با ساز غربي هم آشنا مي شوند و بالعكس.
اشاره كرديد به اين كه كساني كه موسيقي تلفيقي خلق مي كنند بايد تسلط كامل بر موسيقي داشته باشند . شما با بردران خواجه نوري اين كار را ادامه مي دهيد فكر مي كنيد اين تسلط در آنها هم وجود دارد؟
اليته داريوش خواجه نوري در آواز با من همراهي مي كند اما محمد علي خواجه نوري فرد بسيار مسلطي است و شناخت كافي از موسيقي فلامينكو اسپانيا دارد . خود بداهه پرداز است و تجربيات زيادي در اين زمينه در كارنامه هنري اوست.
شما كه اجراي موسيقي تلفيقي به يكي از مهمترين علاقه هايتان تبديل شده است چرا در جشنواره فجر با يك گروه سنتي برنامه اجرا مي كنيد؟
چون برگزار كنندگان جشنواره روي اجراي سنتي تاكيد دارند و فعلا اين چنين ابتكارتي كه موسيقي را از رنگ سنت و عادت خارج مي كند ، جزء برنامه هاي اين رويداد نيست .
فكر ميكنيد جامعه با شناختي كه از شما دارد و اجراهايتان را در دهه شصت و هفتاد در كنار استادان موسيقي ايراني به ياد مي آورد ، چقدر پذيراي اين تغيير است؟
هدف ما در موسيقي فرهگ سازي است اگرچه تغييرات هميشه تبعاتي را هم به دنبال دارند.در حال حاضر تكيه زيادي روي برخي افراد و جريان ها مي شود كه من نام آن را بت سازي مي گذارم. مي خواهيم اين جريان و بت سازي را بشكنيم و بين مو سيقي سنتي و غير سنتي رابطه به وجود بياوريم تا اذهان براي شناخت انواع موسيقي آماده تر شود، چرا كه معتقدم دو نوع موسيقي بيشتر نداريم : موسيقي خوب و بد و تقسيمات ديگر نقش چنداني ايفا نمي كنند. موسيقي خوب پيام عاطفي – انساني به همراه دارد و ماندگار است اما موسيقي بد بي خاصيت و براي ذهن مضر .
در تلفيق نوع ساز مهم نيست ، مهم ذهنيت افرادي است كه آنرا ارائه مي كنند.
آيا شما قصد داريد اين تجربه را در كنار موسيقي سنتي ادامه دهيد يا يكي را كنار بگذاريد؟
اجراي سنتي جاي خود را دارد و سي دي جديدي در اين زمينه دارم كه به زودي به بازار مي آيد، معتقدم اثري كه به دست مردم مي دهيم در حال حاضر بسته بندي درستي ندارد.در حالي كه بايد سي دي ، با تفكر طراحي شود تا براي مخاطب قابل پذيرش باشد.
منظورتان دقيقا از بسته بندي درست چيست؟
كالايي كه مي خريد بايد جلد ، طراحي و بسته بندي داشته باشد تا مخاطب آنرا راحت بپذيردو برايش قابل قبول باشد تا محتوايش را بهتر درك كند.درست كه محتوا همان است اما نوع ارائه خيلي از نظرات را تامين مي كند.
شما در حال حاضر شاگردان زيادي داريد و به آنها رديف هاي موسقيي ايراني را آموزش مي دهيد. آيا آنها دچار تناقض در اين رابطه نمي شوند؟شما به آنها موسيقي ايراني مي آموزيد در حالي كه خود موسيقي تلفيقي را تجربه مي كنيد.
اين تجربه ذاتي است و افراد در ذهن خود بايد به آن برسند . اگر توانمندي ذهني وجود داشته باشد اين فعاليت نياز به آموزش ندارد ، من مانند استاد زبان انگليسي هستم ، او در كلاس با شاگردانش انگليسي حرف مي زند ، در حالي كه زبانش بيرون از كلاس فارسي است.
پس معتقد هستيد تلفيق موسيقي ، قابل آموزش دادن نيست؟
بله هنرمند بايد به دريافت ذهني برسد.علاقه و عشق و ذهن نوآورانه داشته باشد. در حالي كه اين مقوله در جامعه ما باب نيست. كساني كه در دهه پنجاه ساز مي زدند تكنيك بسيار بالايي داشتند ولي هيچ حركت نوآورانه اي ازآنها ديده نمي شد و حتي با هر حركتي مخالفت مي كردند.
بر اساس چه نيازي به موسيقي تلفيقي روي آورديد؟آيا در موسيقي ما اين احتياج وجود دارديا اينكه نياز مخاطب آنرا به موسيقي تحميل كرده است؟
نسل قديم تكيه زياد از حد روي سنت دارند و نسل جديد ما بر مدرنيسم. ما سعي كرديم اين دو را باهم آشتي دهيم . ضمن اينكه موسيقي ايران نياز به تنوع و حركت دارد و تلفيق يكي از راه هايي است كه از نظر رنگ آميزي ظاهري ، تنوع و حركتي، نو در موسيقي به وجود مي آورد. در حالي كه مخاطب هم به آن نياز دارد .مخاطبي كه هميشه مي گويد موسيقي ايراني بي حال است ، وقتي نغمه دشتي را به شكل ديگري با گيتار و پيانو مي شنود، برايش موسيقي تازگي پيدا مي كند.